محسن جابرى عربلو

52

فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )

مىباشد ، تا جايى كه استحسان را نوعى تشريع و بدعت شمرده و مىفرمايد : « من استحسن فقد شرع » و از سخنان وى در « الرساله » چنان برمىآيد كه اجتهاد و اظهار عقيده در مسائل دينى بايد براساس خبر لازم و قياس به دلايل باشد و عمل به استحسان حرام است و بالاخره استحسان نوعى تعسف و تلذذ بشمار است . و اگر استحسان تجويز شود عقلاء و متفكرين و دانشمندان علوم ديگر نيز بايد بتوانند در چيزهايى كه كتاب و سنت نيست به استحسان فتوا دهند و اظهار عقيده نمايند « 1 » . عقيدهء اماميه در كتاب قوانين الاصول استحسان را از ادله‌اى معرفى مىكند كه عامه به آن استدلال نموده‌اند و سپس آن را چنين توجيه مىكند : استحسان عبارت از رجحانى است كه مستند به دليل شرعى نباشد يا عبارت است از عدول از دليل شرعى به عادتى كه شرعا معتبر نيست . اما رجوع و عدول بعادتى كه شرعا معتبر است استحسان باطل و مردود نيست زيرا چنين عادتى مانند اجماع بلكه خود اجماع است مانند دخول در حمام بدون تعيين مدت مكث و مقدار مصرف آب كه مخالف با قاعدهء اجاره ( مبتنى بر علم بعوضين و ذكر اجل ) مىباشد اما عادت بر آن جارى است . بالجمله قسم اول باطل است زيرا اولا دليلى بر اعتبار آن نيست ثانيا مفيد ظن به حكم شرعى نيست ثالثا اجماع اماميه و اخبار آنان بر بطلان آن دلالت دارد « 2 » . استصباح افروختن چراغ ، چراغ خواستن ، روشنى خواستن « 3 » . و در كتاب نيل الاوطار آن را چنين معنى كرده است : « الاستصباح استفعال من المصباح و هو السراج الذى يشتعل منه الضؤء » « 4 » .

--> ( 1 ) . ابو حنيفه ، ص 343 ، الرساله ، ص 219 - 220 . ( 2 ) . قوانين الاصول ج 2 ، ص 92 . ( 3 ) . لغت‌نامه دهخدا ج الف . ( 4 ) . نيل اوطار ( شوكانى ) ج 5 ، ص 143 .